خواجه نصير الدين الطوسي

223

اخلاق ناصرى ( فارسى )

جمعيت ساختن مقتضى تعطيل مهمات مينمود در سالى دو نوبت عبادتى كه بر اجتماع همهء جماعت مشتمل بود تعيين كرد و مجمع ايشانرا در صحرائى كه شامل ازدحام تواند بود نامزد فرمود چه وضع بنائى كه همهء قوم را در او جائى بود و در سالى دو بار از آن نفع گيرند و هم مؤدى تحرج مينمود چون در سعت فضائى كه همهء قوم حاضر توانند آمد يكديگر را ببينند و عهد انس مجدد گردانند انبعاث ايشان بر محبت و مؤانست يكديگر تزايد پذيرد . و بعد از آن عموم اهل عالم را به اجتماع در يك موقف در همهء عمر يك دفعه تكليف كرد و آن را بوقتى معين از عمر كه موجب مزيد ضيق و كلفتى بودى موسوم نگردانيد تا بر حسب تيسر اهل بلاد متباعد جمع آيند و از آن سعادت كه اهل شهر و محله را بدان معترض گردانيده‌اند حظى اكتساب كنند و بانس طبيعى كه در فطرت ايشان موجود است تظاهر نمايند و تعيين آن موضع ببقهء كه مقام صاحب شريعت باشد اولى بود چه مشاهده آثار او و قيام بشعاير و مناسك مقتضى وقع و تعظيم شرع باشد در دلها و مستدعى سرعت اجابت و مطاوعت شود داعى خير را . بر جمله از تصور اين عبادات و تلفيق آن با يكديگر غرض شارع در دعوت باكتساب اين فضيلت معلوم ميگردد چه اركان عبادت بر قانون مصلحت مقدر كردن سبب اجتماع هردو سعادت باشد . و باز بسر حديث محبت شويم گوئيم اسباب محبتهاى مذكور بيرون محبت الهى چون ميان اصحاب محبتها مشترك باشد تواند بود كه از هردو جانب يكحال منعقد شود و در يك حال انحلال پذيرد و تواند بود كه يكى باقى ماند و يكى انحلال پذيرد . مثلا لذتى كه ميان زن و شوهر مشترك است و سبب محبت ايشان